تبلیغات
رسا - لطیفه

welinks.ir

لطیفه

http://s6.picofile.com/file/8237904876/welinks_rasa.jpg

http://s8.picofile.com/file/8305494200/latifeh.jpg



http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg مجلس عروسی !

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .
ملا وقتی میخواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت، با اعلانی بدین مضمون:
از این درب عروس و داماد وارد میشوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان.
ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.
در آنجا هم دو درب وجود داشت با اعلانی دیگر :
 از این درب دعوت شدگانی وارد میشوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.
ملا طبعا از درب دومی وارد شد.
ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود. !!!


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png
http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg جهنم !

ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﺍﺯ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ، ﺑﺎ ﮐﺎﻟﺴﮑﻪ ﺳﻠﻄﻨﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﮐﻬﻨﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩ .
 
ناگهان ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﺫﻏﺎﻝ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﻣﺮﺩ ﺫﻏﺎﻝ ﻓﺮﻭﺵ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ ﺫﻏﺎﻝ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﻪ ﺫﻏﺎﻝﻫﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﺮﺩ ﺫﻏﺎﻝ ﺑﺎ ﺑﺪﻥ ﻋﺮﻕ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺍﻭ، ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﺎﻟﺴﮑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﻭ ﺫﻏﺎﻝﻓﺮﻭﺵ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ.
ﺫﻏﺎﻝ ﻓﺮﻭﺵ جلو ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺑﻠﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ.
ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺗﺎ ﭘﺎﯼ ﺍﻭ انداخت و ﮔﻔﺖ:
ﺟﻨﻬﻢ ﺑﻮﺩﻩﺍﯼ؟!!!
ﺫﻏﺎﻝ ﻓﺮﻭﺵ ﺯﺭﻧﮓ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ﻗﺮﺑﺎﻥ!!
ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺫﻏﺎﻝﻓﺮﻭﺵ ﺧﻮﺷﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﯾﺪﯼ؟
ﺫﻏﺎﻝﻓﺮﻭﺵ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ‏
ﺍﯾﻨﻬﺎﺋﯿﮑﻪ ﺩﺭ ﺭﮐﺎﺏ ﺍﻋﻼﺣﻀﺮﺕﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﯾﺪﻡ!!
ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﺮﻭﺭﻓت ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﮑﺚ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﮔﻔﺖ: ‏ﻣﺮﺍ ﺁﻧﺠﺎ ﻧﺪﯾﺪﯼ؟
ﺫﻏﺎﻝﻓﺮﻭﺵپیش خود ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ، اﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻗﺘﻠﺶ راﺻﺎﺩﺭ کند، ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺣﻖ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺍﺩﺍ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
ﮔﻔﺖ: ‏ﺍﻋﻼﺣﻀﺮﺗﺎ، ﺣﻘﯿﻘﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺗﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﺮﻓﺘﻢ


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg میگویند یک نفراز روحانی مسجدشان پرسید :
حاج آقا من زمان جنگ به یک عراقی تو زیرزمین خونه ام پناه دادم، بنظرتون گناه کردم ؟

روحانی : نه، خیلی هم کار خوبی کردی. ثواب هم داشته است .
سوال کننده : آخه روزی هزار تومان هم ازش گرفتم .

روحانی : اشکالی نداره، خدا ارحمن الراحمین است .
سوال کننده : بنظرتون آیا لازمه بهش بگم جنگ تموم شده است؟



http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpgحکمت های کله پاچه !

آورده اند روزی پادشاهی دستور داد سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاورند.
سلطان رو به درباریان کرد و گفت، آیا میدانید در این کله پاچه، چه اندرزهایی نهفته است؟
سپس لقمه نانی برداشت و یک راست " مغز " کله را تناول نمود، سپس گفت :
اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از " مغز " تهی کنید.
سپس " زبان " کله پاچه را نوش جان کرد و ابراز داشت :
اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید " زبان " جامعه را کوتاه و ساکت کنید.
سپس " چشم ها و بناگوش " کله پاچه را همچون قبل برکشید و چنین گفت :
برای اینکه ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.
در این میان وزیر اعظم برخاست و خطاب به سلطان عرض کرد :
پادشاها! قربانت  گردم حکمت ها، بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه  میفرمایید؟
پادشاه، در حالی که دست خود را بر سبیل های چرب خویش میکشید، با ابروان اشاره ای به " پاچه " انداخت و گفت :
شما " پاچه " را بخورید و " پاچه خواری " را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg
 روزی ملانصرالدین در تشییع جنازه‌ یکی از ثروتمندان معروف شهر شرکت کرده و زار زار  گریه می‌کرد. یکی پیش آمد و به او دلداری داد و گفت: "با عرض تسلیت ، این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟"
ملا جواب داد: هیچ نسبتی نداشت! علت گریه‌ من هم همین است.


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg اندر حکایت بعضی از قرعه کشی ها !
آورده اند روزی ملانصرالدین از كدخداى ده، ﻳﮏ ﺍﻻﻍ به قیمت ۱۵درهم خرید و قرار شد کدخدا، الاغ را فردا به او تحویل دهد.
ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، كدخدا ﺳﺮﺍﻍ ملا ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﺘﺄﺳﻔﻢ ملا، ﺧﺒﺮ ﺑﺪﻱ ﺑﺮﺍﺕ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻻﻏﻪ ﻣﺮﺩ!
ملانصرالدین ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺍﻳﺮﺍﺩﻱ ﻧﺪﺍﺭﻩ، ﭘﻮﻟﻢ ﺭﻭ ﭘﺲ ﺑﺪﻩ.
كدخدا ﮔﻔﺖ : ﻧﻤﻲﺷﻪ! ﺁﺧﻪ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﻝ ﺭﻭ ﺧﺮﺝ ﮐﺮﺩﻡ.
ملا ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺷﻪ، ﭘﺲ ﻫﻤﻮﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻬﻢ ﺑﺪﻩ .
كدخدا ﮔﻔﺖ: ﻣﻲﺧﻮﺍﻱ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭼﻲ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻲ؟
ملا ﮔﻔﺖ: ﻣﻲﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﻨﻢ.
كدخدا ﮔﻔﺖ: مگر میشه برای ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﻗﺮﻋﻪﮐﺸﻲ ﮔﺬﺍﺷﺖ!
ملا ﮔﻔﺖ: ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ ﮐﻪ ﻣیشه. ﺣالا ﺑﺒﻴﻦ. ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﮐﺴﻲ ﻧﻤﻲﮔﻢ ﮐﻪ الاﻍ ﻣﺮﺩﻩ.
ﻳﮏ ﻣﺎﻩ ﺑﻌد، كدخدا ملانصرالدین رو ﺩﻳﺪ ﻭ از او ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺍﻻﻍ ﻣﺮﺩﻩ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ؟
ملا ﮔﻔﺖ:
 به ﻗﺮﻋﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤش و اعلام كردم فقط با پرداخت 2 درهم، در قرعه كشی شركت كرده و به قید قرعه، صاحب یك الاغ شوید.
به پانصد نفر بلیت ۲درهمی فروختم و جمعاً، ۹۹۸ درهم سود کردم.
كدخدا ﭘﺮﺳﻴﺪ: ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﻫﻢ ﺷﮑﺎﻳﺘﻲ ﻧﮑﺮﺩ؟
ملا ﮔﻔﺖ: چرا، ﻓﻘﻂ ﻫﻤﻮﻧﻲ ﮐﻪ برنده شده ﺑﻮﺩ. من هم ۲ درهمش ﺭﻭ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻡ .


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.
مردی پیش او آمد و پرسید: ملا کجا میروی؟ ملا گفت: به بازار می روم تا درازگوشی بخرم. مرد گفت: بگو انشاءالله. ملا گفت چه لازم که این سخن را بگویم؟ درازگوش در بازار است و پول در جیبم ، سپس روانه بازار شد . چون به بازار رسید از قضا پولش را دزدیدند. موقعی که به سمت خانه بر می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله ، پولم را زدند انشاءالله ، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر برمیگردم انشاءالله!

http://s9.picofile.com/file/8365472668/latife.gif


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg غذای رایگان میل بفرمایید !
یکی از رستوران های بین راهی در تابلو سر در ورودی خود با خط درشت نوشته بود :
شما در این مکان غذا میل بفرمایید ما پول آن را از نوه شما خواهیم گرفت !!!
راننده ای با دیدن این تابلو ، فوراً اتومبیلش را پارک کرد و وارد رستوران شده ، غذای مفصلی نوش جان کرد .
بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت و بیرون رفت . ناگهان دید گارسون درشت اندامی با صورت حسابی بلند بالا جلویش ایستاده است . ببخشید کجا با این عجله ؟
راننده با تعجب گفت : شما خودتان نوشته اید که پول غذا را از نوه من میگیرید.
این صورت حساب دیگر چیست !؟
گارسون با لبخندی پر معنا جواب داد :
بله قربان ، ما پول غذای شما را از نوه تان در آینده خواهیم گرفت ، ولی این صورت حساب ، مال مرحوم پدربزرگ تان است !

http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg نمی دانم چرا وقتی پای من به استکان چای میخورد و می ریزد، بابام داد میزنه و میگه،  مگه کوری ؟
ولی وقتی پای بابام میخورد به همون استکان چای و میریزه ، میگه کدوم بی عقلی اینو گذاشته اینجا؟


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg یک ﺍﺻﻔﻬﺎنی، دقت کنید فقط یه اصفهانی، ﻗﺼﺎﺏ ﻣﻴآﺭﻩ که ﻳﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ را ﺑﺮﺍﺵ ﺳﺮ ﺑﺒﺮﻩ،
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﯿﮑﻪ ﺗﯿﮑِﺶ ﻛﻨﻰ ﺑﺮﺍ ﮐِﺒﺎﺏ ، ﻗﻮﺭﻣﻪ ﻭ ﺩﻳﺰﻯ،
ﻛﻠﻪ ﭘﺎﭼﻪ ﺷﻢ ﺗِﻤﻴﺰ ﻛﻦ، ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻥ، ﺭﻭﺩﻩ ﻭ مﻌﺪﺷﻢ ﺑﺬﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺮای ﺳﯿﺮﺍﺑﯽ ،
ﭘﻮﺳﺘﺸﻮ ﺑﺎﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒِﺮﻳﺎ ! ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻨﻢ،
ﭘﺸﻜﻼﺷﻢ ﺑﺮﺍ ﺑﺎﻏﭽﻪ، ﺁﺷﻐﺎﻻﺷﻢ ﺑﺮﺍ ﮔﺮﺑﻪ، ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﺎﺷﻢ میخام ﺳﻮﭖ درست کنم .
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻩ، ﻳﻪ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻣﻰ اﻧﺪﺍﺯﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺻﺪﺍﻣﻢ ﺿﺒﻂ ﮐﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺑﺮﺍ ﺯﻧﮓ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ !


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg حرف دل یک جوان خجالتی، در مورد ازدواج و پیدا کردن همسر :
یکی ژیلا، یکی مژگان پسندد
یکی مینا، یکی سوزان پسندد .
من از بس، سر به زیر و سر به راهم
پسندم، هر که را مامان پسندد .


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg در قرون وسطی ، کشیش ها بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت پول بسیار، قسمتی از بهشت را برای خود می‌ خریدند.
فرد زیرکی که از این نادانی مردم رنج می‌برد ، هر کاری کرد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد ، تا اینکه فکری به سرش زد.
به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت: ببخشید ، قیمت جهنم چقدره؟ کشیش تعجب کرد و گفت، جهنم؟! مرد دانا گفت، بله جهنم. کشیش بدون هیچ فکری گفت، سه سکه. مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت، لطفا سند جهنم را هم بدهید. کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت، سند جهنم. مرد با خوشحالی آن را گرفت و از کلیسا خارج شد.
به میدان شهر رفت و فریاد زد، آهای مردم ، من تمام جهنم رو خریدم ، این هم سند آن ، دیگر لازم نیست بهشت را بخرید ، چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم .


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg طرف زبونش تو عابربانک گیر میکنه،
میبرنش بیمارستان،
ازش میپرسن، زبونت تو عابر بانک چیکار میکرد؟
میگه آخه بعد از اینکه، کارتمو وارد کردم، گفت زبان خود را وارد کنید.


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg دیروز رفتم مجلس ختم بابای یکی از بچه ها،

پس از پایان مراسم، میخواستم به مادر دوستم بگم، غم آخرتون باشه.
هول شدم گفتم : بار آخرتون باشه!
اونم گفت، باشه چشم !

http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭘﺎﺷﯿﺪﻥ ﺑﺬﺭ ﺑﻮﺩ، ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﯼ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﮑﺒﺮ ﮔﻔﺖ:
ﺑﮑﺎﺭ، ﺑﮑﺎﺭ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺎﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ !
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ با صورت آفتاب سوخته و چشمانى خسته، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺍﺭﻡ ﯾﻮﻧﺠﻪ ﻣﯿﮑﺎﺭﻡ



http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg بنائی از بالای ساختمان بلندی به پایین پرت شد و به سر رهگذری که در همان لحظه عبور میکرد فرود آمد . بنا صدمه ای ندید ، اما رهگذر بلافاصله کشته شد . ورثه مقتول بنا را به محضر قاضی کشاندند و خواستار قصاص شدند.
قاضی به بنا گفت پولی بپردازد تا این مسئله حل شود .
ورثه مقتول راضی نشدند و قصاص واقعی یعنی کشتن بنا را تقاضا نمودند.
قاضی چون اصرار آنها را دید گفت: مانعی ندارد بنا را قصاص کنند ، اما قصاص باید به همان شکلی باشد که قتل واقع شده است ، یعنی باید یکی از وراث بالای ساختمان رفته و خود را روی سر بنا که از پایین عبور خواهد کرد پرت نماید.

http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg روزی هارون الرشید با جمعی از درباریان به شکار رفته بود . بهلول نیز همراه آنها بود. ناگهان آهویی در شکار گاه ظاهر شد. خلیفه تیری به سوی آهو افکند اما تیرش به خطا رفت و آهو گریخت. بهلول فریاد زد ، احسنت ! خلیفه بر آشفت و به بهلول گفت: مرا مسخره می کنی؟ بهلول گفت: با آهو بودم نه با شما

http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png


http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg روزی زن و شوهری در باره مشکل ازدواج دو پسرشان گفتگو میکردند . پسر کوچکتر ، در گوشه ای نشسته و با دقت به صحبت های آنها  گوش می داد . بعد از مدتی رو به آنان  کرد و گفت : اینکه راه حل ساده ای دارد . پدر و مادرش با خوشحالی پرسیدند ، چه راه حلی ؟ پسر گفت خوب ، یکی از ما دو نفر را امسال زن بدهید و سال دیگر ، برادرم را


http://s8.picofile.com/file/8364642842/splt.png

http://s6.picofile.com/file/8193862200/wasel.jpg روزی هارون الرشید مبلغی به بهلول داد تا بین فقرا و نیازمندان تقسیم کند. بهلول وجه را گرفت و لحظه ای بعد آنرا به خلیفه بازگرداند. هارون دلیل این امر را سئوال کرد، بهلول گفت: هر چه فکر کردم از خلیفه محتاج تر و فقیرتر نیافتم. چرا که می بینم ماموران تو به ضرب تازیانه از مردم باج و خراج می گیرند و در خزانه تو می ریزند، از این جهت دیدم که تو از همه محتاج تر و فقیرتر هستی، لذا وجه را به خودت بازگرداندم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Dear Sir/Madam, It is my great pleasure to invite you to visit: http://selected.ir
what coconut oil
1398/08/23 19:22
What's up, all is going fine here and ofcourse every one is sharing data, that's genuinely
fine, keep up writing.
پاسخ : Thanks
plenty of fish dating site
1398/08/19 17:21
Its like you read my thoughts! You seem to
know so much approximately this, like you wrote the ebook in it or something.
I believe that you could do with some p.c. to power the
message home a little bit, but other than that, this is excellent blog.
A great read. I will definitely be back.
پاسخ : Thanks a lot
quest bars cheap
1398/07/30 15:34
Valuable information. Fortunate me I discovered your web site
accidentally, and I am stunned why this coincidence did not came about earlier!

I bookmarked it.
پاسخ : Thanks
quest bars cheap
1398/07/19 11:08
My partner and I stumbled over here different page and thought I may as well check things out.
I like what I see so i am just following you.
Look forward to exploring your web page repeatedly.
minecraft games
1398/06/28 00:19
Nice blog here! Additionally your site a lot up very fast!
What web host are you using? Can I get your associate link
in your host? I wish my web site loaded up as quickly as yours lol
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
quest bars cheap
1398/06/17 23:07
Nice post. I was checking constantly this blog and
I'm impressed! Very helpful info specially the last part :
) I care for such info a lot. I was seeking this particular information for
a very long time. Thank you and good luck.
پاسخ : Thanks
quest bars cheap
1398/06/2 12:16
Hi! Someone in my Myspace group shared this site with us so I
came to look it over. I'm definitely loving the information. I'm bookmarking and will
be tweeting this to my followers! Wonderful blog and great style and design.
پاسخ : Thanks
quest bars cheap
1398/06/1 23:21
What's up to every one, as I am actually eager of reading this website's post to be
updated on a regular basis. It includes nice data.
plenty of fish https://natalielise.tumblr.com
1398/05/11 08:30
Saved as a favorite, I like your website! plenty of fish natalielise
dating site
1398/05/10 00:38
First of all I would like to say wonderful blog!

I had a quick question in which I'd like to ask if you do not mind.
I was curious to find out how you center yourself and clear
your head before writing. I have had a hard time clearing
my thoughts in getting my ideas out there. I
truly do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are usually wasted simply just trying
to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Cheers!
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
natalielise
1398/05/2 22:03
Awesome issues here. I'm very happy to look your article.
Thank you a lot and I am looking ahead to contact you.

Will you please drop me a mail? natalielise pof
پاسخ : Thanks a lot
plenty of fish dating site
1398/04/28 09:24
Very great post. I simply stumbled upon your blog and wanted to say that I've really
enjoyed browsing your weblog posts. After all I'll be subscribing in your rss feed and I'm
hoping you write again very soon!
پاسخ : Thanks
how to get help in windows 10
1398/04/26 09:33
Excellent goods from you, man. I've understand your stuff previous to and
you are just too fantastic. I actually like what you've acquired here,
certainly like what you're saying and the way in which you say it.
You make it entertaining and you still care for to keep it smart.
I can not wait to read far more from you. This is actually a wonderful site.
پاسخ : Many thanks
quest bars cheap
1398/04/2 10:49
Hi, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was
just curious if you get a lot of spam remarks? If so how do you
stop it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me insane so any support
is very much appreciated.
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
quest bars
1398/03/26 19:55
Thanks for the good writeup. It in truth used to be
a entertainment account it. Glance complex to more
brought agreeable from you! By the way, how could we be in contact?
پاسخ : has9ir@yahoo.com
tinyurl.com
1398/03/23 02:56
We are a gaggle of volunteers and opening a brand new scheme in our community.
Your site provided us with useful info to work on. You've done a formidable job and our entire
neighborhood might be thankful to you.
پاسخ : Thanks a lot
gamefly free trial 2019 coupon
1398/03/20 22:35
Howdy! Would you mind if I share your blog with my zynga
group? There's a lot of folks that I think would really appreciate
your content. Please let me know. Cheers
پاسخ : That is okey
http://tinyurl.com/y2s3c4rt
1398/03/20 07:31
Excellent post. I used to be checking continuously this weblog and I'm inspired!

Very helpful information particularly the last section :
) I take care of such information a lot. I used
to be looking for this particular info for a long time.
Thank you and good luck.
پاسخ : Thanks a lot
gamefly free trial
1398/03/15 18:54
My brother suggested I might like this website.
He used to be totally right. This put up actually made my day.
You can not believe simply how so much time I had spent for this
information! Thanks!
پاسخ : Thanks
gamefly free trial
1398/03/15 00:12
Hey I am so thrilled I found your website, I really found you by accident, while I was looking on Digg for something else, Anyways I am
here now and would just like to say many thanks for a tremendous post
and a all round interesting blog (I also love
the theme/design), I don't have time to browse it all at the minute
but I have book-marked it and also added your RSS feeds, so when I have time I will be
back to read more, Please do keep up the fantastic work.
پاسخ : Thanks
gamefly free trial
1398/03/12 20:08
I all the time used to study post in news papers but now as I am a user of internet so
from now I am using net for articles or reviews, thanks to web.
پاسخ : Thanks
minecraft download free pc
1398/02/26 04:00
Hello to every body, it's my first go to see of this webpage; this web site includes amazing and
truly fine information in support of visitors.
پاسخ : Thanks
minecraft download pc
1398/02/25 09:45
I need to to thank you for this great read!!
I certainly enjoyed every little bit of it.
I have you saved as a favorite to look at new stuff you
post…
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
g
1398/02/23 23:04
I love what you guys tend to be up too. Such
clever work and reporting! Keep up the awesome works guys I've added you guys to our blogroll.
پاسخ : Thanks
g
1398/02/22 01:43
Usually I don't learn article on blogs, however I wish
to say that this write-up very compelled me to check out and do it!
Your writing taste has been surprised me. Thank you, quite nice article.
پاسخ : http://welinks.ir/extrapage/answer
imvu hacks
1396/12/15 23:06
چه اتفاقی افتاده است، همیشه برای بررسی پست های وبلاگ در اینجا
ساعتهای اولیه در سپیده دم، همانطور که من میخواهم بیشتر و بیشتر از آن مطلع شوم.
jocuri cu mario
1396/12/10 20:08
با تشکر از پست های شگفت انگیز شما! من به طور جدی لذت بردم
خواندن آن، ممکن است یک نویسنده عالی باشد. مطمئن خواهم شد
به وبلاگ خود نشانه گذاری کنید و در آینده قابل پیش بینی خواهید بود
آینده. من می خواهم شما را تشویق کنم که به نوشتن عالی خود ادامه دهید، صبح بخیر!
پاسخ : http://kashkool7.mihanblog.com/extrapage/answer
Raul
1396/05/16 19:36
Hi mates, its enormous paragraph on the topic of educationand
entirely explained, keep it up all the time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
تاریخ روز